بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست

 

 

بــر هیچڪس افسانہ ے 

امید نخواندیم....

 

عمرے‌ست همان بے‌ڪسیِ 

ماست ڪس ما...

بیدل دهلوی

شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر

 

این سفر راه قیامت می رود تنها چرا؟

آنان که علی خدای خود می‌دانند

کفرش به کنار عجب خدایی دارند