باز در میان جاده خاطره ها 

در فرا سوی خیال ،

هم نفس با دل دریا زده ها

بی نوای غزلی 

دست به دامان سپید 

نغمه ای می خوانم 

نغمه ای از سر دل تنگی یار 

گام ها یک به یک از خاطره ها می گذرد 

اشک پی مبرد از غفلت دل 

بی صدا می بارد 

و تمام جاده خاطره ها 

غرق دلتنگی یار 

همه جا عطر نفس های تو می پیچد باز 

آه که چه دردی است 

درد دلتنگی یار . . . 

.

.

.

«قاسم قیاسی»